شمارهٔ ۹۵ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از برای رونق وحدت به کثرت جای ماست
عالم صورت به معنی جامهٔ دیبای ماست
از حریم قرب، عمری شد که دور افتادهایم
هر کجا در بزم او خالی ست، آنجا جای ماست
در تلاش مدعا، گر برنخیزد دور نیست
خواب همچون دست مخمل باف، کار پای ماست
این که می خندند [و] می گویند مستان در چمن
جای می خالی ست، مطلب ساغر و مینای ماست
از گرانباری حسرت بس که سنگین می رود
در ره او کوه پنداری به پشت پای ماست
عشق را بی چشم گریان، رتبه ای نبود سلیم
آب چون گوهر فروشان رونق کالای ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفهوم وحدت در کثرت و جایگاه انسان در عالم وجود میپردازد. شاعر بیان میکند که در عالم صورت، هر کجا که عشق و زیبایی باشد، آنجا جای ماست. او از دوری از قرب الهی و جدایی از معشوق سخن میگوید و تأکید دارد که اگر تلاش کنیم، به آرزوهایمان نزدیک خواهیم شد. همچنین، نشان میدهد که عشق و اشک، به معنای واقعی، خاصیت و ارزش دارند و نشانهای از عاطفه و احساس هستند. در نهایت، حسرت و وزنههای سنگین که در راه عشق وجود دارد، نشاندهنده سختیهای مسیر است.