شمارهٔ ۹۰۰ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
صد خطر دارد بیابان محبت، آه آه
آب اگر خواهد کسی از خضر، گوید چاه چاه
روزگار از نسبت پاکان کند اصلاح ما
دایه شوید روی طفلان را و گوید ماه ماه
التفات دایمی مخصوص جمعی دیگر است
گوشه ی چشمی به ما هم دارد، اما گاه گاه
در طریق شوق، آسایش نمی یابد تنش
جامه ی مرد مسافر گر نباشد راه راه
بر سر کوی محبت بر متاع خود سلیم
ناله از تأثیر آنجا ناله است و آه آه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار بیانگر دشواریها و خطرات عشق و محبت هستند. شاعر اشاره دارد که بیابان محبت پر از مشکلات است و اگر کسی به آب (عشق حقیقی) نیاز داشته باشد، باید به خضر (نماد هدایت) مراجعه کند. همچنین، روزگار میتواند اصلاحگران پاک را از راه مستقیم منحرف کند. شاعر تأکید میکند که توجه و التفاتی که ممکن است از دیگران دریافت کند، کم و گهگاه است. در مسیر شوق و عشق، انسان نمیتواند آرامش را پیدا کند و اگر روح مسافر (کسی که در جستجوی عشق است) نباشد، راهش همواره دشوار خواهد بود. در پایان، او به تأثیرات عمیق محبت و راز و رمزهای آن اشاره میکند که باعث ناله و آههای عاشقانه میشود.