نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰۸ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خدایا چون مرا در عاشقی ارشاد می‌دادی

چه می‌شد اندکم گر بی‌وفایی یاد می‌دادی

به کارم این گره چون می‌زدی، ای کاش همچون تیر

سرانگشت مرا هم ناخن فولاد می‌دادی

به هنگام رهایی، عذر بی‌تابی بخواه ای دل

که گاهی با صفیری زحمت صیاد می‌دادی

به تکلیفم اگر سوی چمن می‌بردی ای همدم

مرا از ضعف همچون بوی گل بر باد می‌دادی

زمین گیری سلیم از ضعف پیری، یاد ایامی

که جست و خیز در صحرا به آهو یاد می‌دادی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از خداوند درخواست می‌کند که در عشق به او راهنمایی کند و به او یاد بدهد چگونه با وفا باشد. او آرزو دارد که ای کاش در زمان‌های سخت، خداوند به او نیرویی مانند تیر می‌داد تا بتواند بر مشکلات غلبه کند. همچنین شاعر از دل خود می‌خواهد که در زمان رهایی، عذری برای بی‌تابی‌اش بخواهد و از خدا می‌خواهد که او را به چمن‌زارها ببرد و از ضعف و ناتوانی دور کند. در پایان، شاعر به یاد روزهای جوانی و سرزندگی‌اش اشاره می‌کند و از ضعف و پیری گله می‌کند.