نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰۹ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دل درین بادیه سویی دود و من سویی

خضر شاید که ز یک سوی نماید رویی

هست سررشته ای از عشق هنوزم در دست

مانده در شانهٔ ما از سر مجنون مویی

سخت از بیضهٔ قمری خبری می‌گیرد

باغبان را شده گویا هوس لولویی

عشق او روکش ما گشت پس از مردن هم

صورت شیر ببین بر ورق آهویی

طرفه بحری ست محبت که درو هست سلیم

به فسون جنبش هر موج، لب جادویی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر، بیانگر احساسات عشق و جستجوی معشوق است. شاعر خود را در دنیایی پر از دود و غم معرفی می‌کند و در عین حال به جستجوی خضر، نماد هدایت و روشنی، اشاره می‌کند. عشق هنوز در دل او زنده است و یادآور یک وابستگی عمیق است. همچنین باغبان در جستجوی زیبایی و لذت‌های جدید است. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که عشق قادر است حتی بعد از مرگ نیز بر انسان تأثیر بگذارد و به زیبایی و سحرآفرینی آن اشاره می‌کند.