شمارهٔ ۹۱۰ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چون نگه دارد مرا زنجیر زلف سنبلی؟
بلبل دیوانه ام، می بایدم چوب گلی
در ره عشق ای دل از سحر و فسون ایمن مباش
خانه ی هر مور این صحراست چاه بابلی
عمر شبنم را چه می پرسی درین گلشن که هست
چتر هر طاووس، نخل ماتم شاخ گلی
در گلستانی که دارد حسن سبزان اعتبار
سایه ی هر برگ باشد آشیان بلبلی
خوش نباشد ساعد کافوری شاخ سمن
می رسد تا دست بر ساق سیاه سنبلی
تا تواند از سر آن بگذرد گردون سلیم
کاشکی میداشت آب روی محرومان پلی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و ناامیدی است. شاعر در آن به زیبایی و جذابیت محبوب اشاره میکند و دلباختگی خود را ابراز مینماید. او به چالشها و سختیهای عشق اشاره میکند و تاکید میکند که در این مسیر ممکن است در چاههای خطرناک گرفتار شود. همچنین به گذرا بودن عمر و زیباییها اشاره میکند و از سایهها و نشانههای عشق سخن میگوید. تشبیهات شاعرانه مانند زلف سنبل و دست سیاه، عمق احساسات و زیباییهای عشق را به تصویر میکشد. در نهایت، شاعری آرزو میکند که دنیا بایستد تا آنهایی که محرومند، دری به رویشان abierta شود.