نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۱ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بهار است و چمن چون روی محبوب

چو قد یار، هر سروی دل آشوب

دل از موج و دم ماهی گشاید

صفای خانه از آب است و جاروب

کبوتر را فرستادم به سویش

خط آزادی اش دادم ز مکتوب

گروهی نیستند ابنای عالم

که بگذارند یوسف را به یعقوب

به خونخواری جهانی اوفتاده

مرا در پوست، همچون کرم ایوب

قفس از شعله ی آواز ما سوخت

چنین می باشد آتشخانه ی چوب

سخن کردن نمی آید ز هر کس

تو می دانی سلیم این شیوه را خوب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های بهار و طبیعت اشاره می‌کند و از حال و هوای عاشقانه سخن می‌گوید. او به احساساتی چون دلتنگی و عشق پرداخته و به تصویر کشیدن قفس‌هایی اشاره دارد که به دلیل شور و حال عاشقانه‌اش شکل گرفته‌اند. در انتها، به این نکته اشاره می‌کند که بیان احساسات عمیق نیاز به درک و فهم خاصی دارد که برخی از افراد از آن بی‌بهره‌اند.