شمارهٔ ۹۱۱ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای بت، متاع اهل ریا را چه می کنی
آیینه هست، قبله نما را چه می کنی
ساقی، سپاه زهد و ورع را چو بشکنی
اول بگو که توبه ی ما را چه می کنی
دست ستاره از مدد رزق کوته است
در جذب دانه اهربا را چه می کنی
از رقص چون سپند نخواهی دمی نشست
چون آمدی به میکده، جا را چه می کنی
هر پر ز بال جغد بود گنجنامه ای
ای خانمان خراب، هما را چه می کنی
در عاشقی سلیم، تلاش وفا مکن
داری هزار عیب، وفا را چه می کنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع نفاق و ریاکاری پرداخته و از بتهای دروغین که نماد زهد ظاهری و دورویی هستند، انتقاد میکند. او از ساقی میپرسد که اگر زهد و ورع را بشکند، چه خواهد کرد؟ شاعر به فقر و کمبود در زندگی نیز اشاره دارد و از اوضاع نابه سامان عاشقان صحبت میکند. همچنین به این نکته توجه میکند که در عشق نباید تلاش برای وفا کنید، چرا که هر کسی عیبهای خود را دارد. در کل، شعر پرسشهایی عمیق درباره واقعیتهای زندگی و ریا در روابط انسانی را مطرح میکند.