نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۱۳ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بعد مرگ از خاک ما مست تغافل نگذری

سرگران از کشتگان بی تحمل نگذری

می توان کردن نگاهی بر اسیران چمن

لاله را خود داغ کردی، باری از گل نگذری

یک نفس بگذار تا آسوده باشد در قفس

بوی گل داری صبا، نزدیک بلبل نگذری

هرچه می ماند به زلف یار، معشوق من است

ای صبا در باغ پیرامون سنبل نگذری

موج سیل فتنه را سنگ از فلاخن می جهد

شیشه چون دربار داری، غافل از پل نگذری

نیست منعی نعمت خوان کریمان را سلیم

از بتان لاله رخسار و گل و مل نگذری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تفکر درباره زندگی، مرگ و عواطف انسان می‌پردازد. شاعر می‌گوید که پس از مرگ، باید از بی‌توجهی و غفلت پرهیز کرد و به یاد کشتگان و زخم‌های عاشقانه فکر کرد. او به اهمیت لطافت و زیبایی در زندگی اشاره می‌کند و از صبا می‌خواهد که در باغ معشوق او توقف کند و از گل و سنبل نه بگذرد. همچنین، شاعر به توصیف حسرت و آرزوهای فردی هم می‌پردازد و می‌گوید که نعمت‌ها و زیبایی‌ها باید مورد توجه قرار گیرند. به طور کلی، چشم‌انداز شاعر بر عمق احساسات و زیبایی‌های زندگی تأکید دارد.