شمارهٔ ۹۱۸ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
جامه ی قد اوست زیبایی
سایه ی سرو اوست رعنایی
به ره عیش پا بنه، بشنو
چهچه طایران صحرایی
کس شریکش مکن که خوش دارد
عشق همچون خدا به تنهایی
ضعف طالع مرا ز بی مثلی ست
رشته نازک بود ز یکتایی
شده تسلیم در ره تو سلیم
هرچه گویی و هرچه فرمایی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره زیبایی و عشق است. شاعر به قد و زیبایی محبوبش اشاره میکند و از زیبایی او به عنوان سایهای زیبا یاد میکند. او از دیگران میخواهد که در شادی و لذتهای زندگی شریک او نشوند، چرا که عشق او شبیه به خداوند و به تنهایی است. همچنین، شاعر از ضعفهای خود به خاطر بیهمتایی و یکتایی محبوبش سخن میگوید و در نهایت، اعلام میکند که در راه محبوبش تسلیم است و هر آنچه او بگوید را میپذیرد.