نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۲ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خامه را پیدا شد از حرف تو در دل اضطراب

نامه هم دارد چو بال مرغ بسمل اضطراب

از سر کوی تو چون آید صبا، پیدا شود

همچو برگ گل مرا در پرده ی دل اضطراب

چون تو بزم آرا شوی، باشد به دور دایره

آفتاب و ماه را همچون جلاجل اضطراب

می توان دیدن ز شوق کشتن ما بیدلان

همچو موج از جوهر شمشیر قاتل اضطراب

مانع عمر سبکرو کی شود فریاد ما

چون جرس از رفتن محمل چه حاصل اضطراب

نیست بی تابی برای وصل او ما را سلیم

موج دریا را نباشد بهر ساحل اضطراب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات اضطراب و نگرانی ناشی از عشق و جدایی می‌پردازد. شاعر در کلماتش به توصیف حالتی از نگرانی و بی‌تابی اشاره می‌کند که بر دل او سنگینی می‌کند. او از زیبایی و جذابیت معشوق می‌گوید و این‌که چگونه حضور او می‌تواند آرامش را به وجود آورد، اما در غیابش، همه چیز به اضطراب تبدیل می‌شود. همچنین، شاعر نشان می‌دهد که این احساسات تا چه اندازه بر زندگی او تأثیر می‌گذارد و تنها امید او به وصال معشوق است.