شمارهٔ ۹۲۴ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز روی دل چه بر اهل هوس آیینه میداری
چو گل تا چند پیش خار و خس آیینه میداری
در آن دل، ما و دشمن همنشین یکدگر گشتیم
چنین باشد چو بر روی دو کس آیینه میداری
ز ذوق حسن خود چون در مقام جلوه میآیی
چو طاووسان مست از پیش و پس آیینه میداری
به حرف هجر در وصلم ز خویش آگاه میسازی
به روی مست از تیغ عسس آیینه میداری
ز دلتنگی برونم آر و آن گه روی خود بنما
چو طوطی تا کِیَم پیش قفس آیینه میداری
ندارد مردم چشمم رمق دیگر، چرا ای دل
ز عینک هر زمانش بر نفس آیینه میداری
به وصل او سلیم اظهار شوق از ابلهی باشد
ز بال خود به عنقا ای مگس آیینه میداری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به بررسی احساسات عشق و هجران پرداخته است. شاعر از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر احساسات خود صحبت میکند و به سازگاری دل با معشوق و دشمن اشاره میکند. او از دلتنگی و ناتوانی در فراموشی معشوق گلایه میکند و به نوعی از عذابهای عشق و وفاداری به یاد میآورد. در نهایت، شاعر به نوعی از سرخوردگی در عشق و بیفایده بودن آن اشاره میکند. این شعر به زیبایی احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از دوری را به تصویر میکشد.