شمارهٔ ۹۲۵ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
به ناله فاش مکن راز دل ز غمازی
چو عندلیب نه ای، بگذر از نواسازی
بگو چو آینه در روی، هرچه می بینی
چو بوی مشک مکن در لباس غمازی
فریب حسن بتی را مخور که خوبی او
به بال زلف نماید بلندپروازی
خوش آن حریف که همچون پیاله ی چینی
گهی شراب دهد، گه کند خوش آوازی
به خود چو موی میانت ز رشک می پیچم
چو شانه با سر زلفت کند زبان بازی
سلیم معتقد نظم خواجه حافظ باش
که نشأه بیش بود با شراب شیرازی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اهمیت پنهان نگه داشتن رازها و دلمشغولیها اشاره میکند و از شخصی که مانند بلبل نمیتواند به نغمهسرایی بپردازد، میخواهد که از گلهوتندی بپرهیزد. او به زیبایی آینهوار اشاره میکند و از خدعههای ظاهری و فریبندگی شگفتانگیز عشق و زیبایی هشدار میدهد. همچنین، شاعر بر لذت دوستی و زیبایی زندگی تأکید میکند و به نوشیدن شراب شیراز دعوت میکند و از توجه به زیباییهای ظاهری و نقش آن در زندگی میگوید. در نهایت، او به پیروی از حکمت و نظم حافظ توصیه میکند که تجربههای ناب را در زندگی در اولویت قرار دهیم.