نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۲۸ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بود در گشت باغ آشنایی

گل دست من آن دست حنایی

به هم چسبند مژگان چون پر تیر

در آن چشمی که ترسید از جدایی

پر پروانه چون بیند شکستی

ز موم شمع یابد مومیایی

اثر با ناله ی اهل هوس نیست

هوا گز می کند تیر هوایی

به راه شوق، ما را حضر دایم

ز پی آید چو عقل روستایی

ز زاهد آن که ذوق عشق جوید

کند می از در مسجد گدایی

سلیم افتد چو کارش با رخ من

شراب لعل گردد کهربایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق و دلبستگی شاعر به معشوق است. شاعر در توصیف زیبایی معشوق با استفاده از تصویرسازی‌های زیبا، احساسات عمیق خود را منتقل می‌کند. در باغ آشنایی، گلی را در دستانش می‌بیند که نشان‌دهنده زیبایی و محبت است. نگاه معشوق به جدایی ترسیده و حسرت دردناک جدایی را به نمایش می‌گذارد. همچنین، شاعر به تأثیر عشق بر روح و روان اشاره می‌کند و به عشق به عنوان نیرویی زنده و شگفت‌انگیز می‌نگرد. در نهایت، شاعر به تضاد میان عشق و عرفان پرداخته و بیان می‌کند که عشق می‌تواند از زهد و خستگی فراتر رود و لذت و شوق واقعی را به ارمغان آورد.