شمارهٔ ۹۲۹ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
هر انگشت من از داغ جدایی
همی نالد چو نی در دست نایی
هر آهی کز دلم سوی فلک رفت
ز ره برگشت چون تیر هوایی
دلم را سوی تیغش می کند عشق
به انگشت شهادت رهنمایی
هراسان گردد از شهباز او کبک
چنان کز بیم ترکان روستایی
نشسته گرد چون ساز شکسته
به رخسارم به کنج بینوایی
سلیم از گریه در گرداب خون است
چو نقش داغ در دست حنایی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عواطف و درد ناشی از جدایی اشاره دارد. شاعر از احساسات خود، مانند اندوه و ناله، سخن میگوید و به تأثیر عشق بر او میپردازد. او دلش را به سوی معشوق میکشد، در حالی که همچنان از دلتنگی و ترس رنج میبرد. تصاویر زندهای از غم و اندوه در شعر به نمایش گذاشته میشود و حزینی عمیق از فقدان و جدایی را منتقل میکند. شاعر به حالتی از ناامیدی و یأس اشاره میکند که در پی عشق و احساسات عمیق خود تجربه میکند.