غزل شمارهٔ ۱۳۲ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
کیست که قصهٔ مرا پیش نگار من برد؟
باد به گوش او مگر ناله زار من برد
نامه نوشتهام بسی نیست کبوتری چرا؟
کو بر من بیاید و نامه به یار من برد
بار دل و بلای جان، من به کدام تن کشم؟
لاشه ناتوان از آن نیست که بار من برد
کار زدست شد کسی چاره من نمیبرد
هم نظر عنایتش چاره کار من برد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده از عشق و دلشکستگی و ناتوانیاش سخن میگوید. او میپرسد که چه کسی داستان او را به محبوبش میبرد و به او نالههایش را میرساند. همچنین از بیکسی و بار سنگین دل و جانش گله میکند و اشاره دارد که کسی نمیتواند به او کمک کند. در نهایت، او به نظر عنایت محبوبش امیدوار است که شاید راهی برای حل مشکلش پیدا شود.