نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۶ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چشم مخمور تو مستان را به هم بر می‌زند

شور عشقت، عاشقان را حلقه بر در می‌زند

دل همی نالد چو چنگ عشق تیز آهنگ او

در دل عشاق هر دم راه دیگر می‌زند

چشم عیارت به قصد خون خلقی، دم به دم

تیغ‌های تیر مژگان را به هم بر می‌زند

گوهر کان از کجا یابد دل من چو مدام

قفل یاقوت لبت بر درج گوهر می‌زند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره تأثیر عمیق عشق و زیبایی معشوق بر عاشقان است. چشمان معشوق، که به مثابه چشم‌های مخمور توصیف شده، باعث خبط و اشتباه عاشقان می‌شود و شور و شوق عشق آن‌ها را درگیر می‌کند. دل عاشقان نیز همچون چنگی نالان، به ناله در می‌آید و همواره در جستجوی راهی جدید است. همچنین، چشم معشوق به‌گونه‌ای توصیف شده که همچون تیغی بر قلب عاشقان ضربه می‌زند و آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در پایان، شاعر به زیبایی و باارزش بودن عشق اشاره دارد و از حسرت داشتن آن صحبت می‌کند.