نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۵ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود

گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود

گفتم که بسی خط خطا بر تو کشیدند

گفتا همه آن بود که بر لوح جبین بود

گفتم که چرا مهر تو را ماه بگردید؟

گفتا که فلک بر من بد مهر به کین بود

گفتم که قرین بدت افکند بدین روز

گفتا که مرا بخت بد خویش قرین بود

گفتم که بسی جام تعب خوردی ازین پیش

گفتا که شفا در قدح باز پسین بود

گفتم که تو ای عمر مرا زود برفتی

گفتا که فلانی چه کنم عمر همین بود؟

گفتم که نه وقت سفرت بود چو رفتی

گفتا که مگر مصلحت وقت درین بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با دیگری گفت‌وگو می‌کند و از او می‌پرسد که چرا در زندگی‌اش اشتباهاتی رخ داده است. شخص پاسخ می‌دهد که همه چیز تحت تقدیر و سرنوشت بوده و نمی‌توان بیش از این کاری کرد. او تأکید می‌کند که هر چیزی در زندگی‌اش مقدر شده و حتی مشکلاتش به خاطر بخت بدش بوده است. شاعر همچنین از او درباره عمر کوتاهش سوال می‌کند و او می‌گوید که این نیز بخشی از سرنوشتش بوده و شاید مصلحتی در آن وجود داشته است. مجموعاً کلام بر این است که انسان نمی‌تواند بر سرنوشت خود تسلط داشته باشد.