نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۶ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ماهی ار ماه فلک را از کمان ابرو بود

سروی ار سرو سهی را عنبرین گیسو بود

ما که هر روزی به ماه طلعتت گیریم فال

روز و ماه ما مبارک، فال ما نیکو بود

ز آفتاب روی خوبت، دیده من خیره گشت

خیره گردد دیده جایی کافتاب از رو بود

سرو قدت راست جابر جویبار چشم و دل

حبذا باغی که سروش این چنین دلجو بود

بس که دم خوردم به بویت، گر نمایم حال دل

غنچه آسا در دلم خون بسته تو بر تو بود

ما به سودای سر زلف تو چون گردیم خاک

باد گردی کآورد زان خاک عنبر بو بود

زحمت سلطان مده بسیار و بگذار ای رقیب!

تا ندیم مجلس گل بلبل خوش گو بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌های معشوق و احساسات عاشقانه می‌پردازد. شاعر معشوق را به ماه و سرو تشبیه کرده و زیبایی او را ستایش می‌کند. او به فال نیک و روزهای خوب اشاره می‌کند و از اثر دلربایی معشوق بر روی خود می‌گوید. همچنین به بوی خوش گل و عشقش به معشوق اشاره می‌کند و نظرش را بر این می‌گذارد که بهتر است رقبای محبت را بی‌اهمیت بشمارند. شاعر در نهایت با یادآوری لذت‌های عشق، ارتباط عمیقی را میان خود و معشوق برقرار کرده است.