غزل شمارهٔ ۲۵۳ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عارفا لعل لبش می میدهد هشیار باش
چشم مستش رهزن خواب است هان! بیدار باش
گر به دین عشق او اقرار داری، عشق او
منکر عقل است و دین، از عقل و دین بیزار مباش
عیسی لطفش دوا میبخشد و جان میدهد
گر تو داری این هوس گه مرده گه بیمار باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و شیدایی اشاره میکند و از شنونده میخواهد که هوشیار باشد. لبهای معشوق به دلیل زیبایی و جذابیتش انسان را مسحور میکند و چشمانش میتواند خواب را از بین ببرد. اگر به عشق او اعتقاد داری، نباید به عقل و دین توجه کنی، زیرا عشق فراتر از اینهاست. شاعر همچنین به لطف و مهربانی معشوق اشاره میکند که روح را درمان میکند و به زندگی میبخشد؛ بنابراین، اگر تمایل به عشق او داری، باید آماده هرگونه حالتی، چه خوب و چه بد، باشی.