نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۷ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نو بهار است ای صنم، عیش بهار آغاز کن

ساخت برگ گل صبا، برگ صبوحی ساز کن

غنچه مستور در بستان ورق را باز کرد

عارفا از نام مستوری ورق را باز کن

گر شرابی می‌خوری، با نرگس مخمور خور

ور حریفی می‌کنی، با بلبل دمساز کن

لاله و نرگس به هم جام صبوحی می‌کشند

صبح خیزان چمن را مطربا آواز کن

راستی بستان مقام دلنوازست این زمان

خوش نوایی در مقام دلنواز آغاز کن

می‌دهند آوازه گل بلبلان خیز ای صبا!

از دهان غنچه رو در گوش ساقی راز کن

باد جان می‌بازد ای گل در هوایت گر تو نیز

خرده‌ای داری نثار عاشق جانباز کن

از سر نازست مایل بر لب جو قد سرو

سرو قدا بر لب جو، میل سرو ناز کن

باش فارغ بال اگر چون بلبلی ز ارباب بال

مست و عاشق در هوای گلرخی پرواز کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی‌های بهار و عشق می‌پردازد و شاعر از معشوقه‌اش دعوت می‌کند تا بهار را جشن بگیرد و شادی‌ها را آغاز کند. او به طبیعت اشاره می‌کند و از شکفتن گل‌ها و غنچه‌ها یاد می‌کند. شاعر می‌گوید که باید از شراب و نرگس و بلبل لذت برد و به آواز چمن‌زاری که پر از سرزندگی است گوش فرا داد. او همچنین با اشاره به لاله و نرگس، به زیبایی‌های بهار و پیوند آن با عشق اشاره می‌کند و از معشوقه‌اش می‌خواهد که در این زمان دلنواز، لحظات خوشی را با هم تجربه کنند. در نهایت، او بر این نکته تأکید می‌کند که باید از زندگی لذت برد و مانند بلبل در هوای عشق معشوقه‌اش پرواز کند.