نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۲ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

حاصلی، زین دور غم فرجام، نیست

در جهان دوری، چو دور جام نیست

گرچه دورانی خوش است، ایام گل

خوشتر از دوران عشق، ایام نیست

روز حسن دلبران را شام، هست

بامداد عاشقان را شام، نیست

ساقیا جامی که ما را بیش ازین

برگ نام و ننگ خاص و عام نیست

کار خام ما لبت سازد، نه می

زانک کار پخته کار خام، نیست

فاسقان، بدنام و صالح، نیک نام

عارفان را در میان، خود نام نیست

تا چه خواهد شد مرا، فرجام عشق

ظاهرا عشق مرا فرجام، نیست

ناله می‌گوید به آواز بلند

قصه ما حاجت پیغام نیست

پیش ما باری ندارد هیچ کار

هر که صاحب درد و درد آشام نیست

جان سلمان تا نسیم دوست یافت

از هوایش چون نسیم، آرام، نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به بیان اندیشه‌های عمیق درباره عشق، زندگی و ناچیز بودن برخی چیزها در دنیای پرغبار می‌پردازد. شاعر می‌گوید که در این دنیا، غم و دوری حاصلی نخواهد داشت و هیچ چیز در مقایسه با عشق خالص و واقعی نمی‌تواند خوشایندتر باشد. روزهای زیبا و شاد، همواره با شب‌های غمگین همراه است، اما عشق پایدار و واقعی همیشه در دل‌ها باقی می‌ماند. ساقی، که نماد میخانه و نوشیدن است، می‌خواهد بگوید که جام عشق باید فراتر از نام و ننگ‌ها باشد و مسیری برای رسیدن به عشق باید پخته و عاقلانه باشد. به نظر می‌رسد که در دنیای پر از فاسد و نیکو، نام عارفان واقعی در بین عموم ناشناخته است. در نهایت، شاعر در جستجوی فرجام عشق و حقیقت زندگی است و ناله و آهش نشان‌دهنده درد و رنج ناشی از مسیری است که طی کرده است.