غزل شمارهٔ ۹۶ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هر که چون سروم، گل اندامی نداشت
در جهان، از عیش خوش کامی نداشت
هر که در راهش، نشان را گم نکرد
در میان عاشقان، نامی نداشت
گفت، پیشت میفرستم، باد را
پیشم آمد، لیک، پیغامی نداشت
سرو خود را، با قدش میکرد راست
چون بدیدم، نیک اندامی نداشت
هر که سر، در پای منظوری بتاخت
راستی، نیکو سرانجامی نداشت
دل به زلفت رفت، تا صیدست و دام
هیچ صیدی این چنین دامی، نداشت
کرد زاهد منع من، نشنید دل
پخته بود این دل، غم خامی نداشت
من لبت را، دل به رغبت دادهام
ورنه، با سلمان لبت وامی نداشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
سخن در این شعر دربارهٔ زیبایی و عشق است. شاعر بیان میکند که کسی که زیبایی و جذابیت ندارد، در زندگی از خوشی بینصیب است. همچنین اشاره میکند به اینکه اگر کسی راه عشق را گم نکند، در میان عاشقان به احترام و نام شناخته میشود. شاعر از باد به عنوان پیغامی یاد میکند که بیپیام باقی میماند. او در مورد زیبایی و قامت سرو صحبت میکند و میگوید که با دیدن آن، نیک اندامی را درک نمیکند. همچنین تصریح میکند که کسانی که به عشق وارد میشوند، اجتنابناپذیر در دام عشق هستند. در ادامه از زاهدی یاد میکند که او را از عشق باز داشته، اما دلش به شهوت و شور عشق بیخبر از موانع است. در نهایت، شاعر ابراز میکند که گرچه عاشق لبی زیبا شده، اما اگر نمیداشت، باز هم عاشق میماند. این شعر به تقابل بین زیبایی ظاهری و عمق عشق و احساسات اشاره دارد.