نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شمارهٔ ۱۰۸ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عاشثی شمعا از آن رو چون منت

چهره‌ای زردست و چشم اشک پاش

ورنه‌ای عاشق چرا بی علتی

هر شبی بیماری و صاحب فراش

عادتی داری که هر شب تا به تیغ

سر نبرندت نیابی انتعاش

سرکشی در عشقبازی می‌کنی

رو که بر عاشق حرام است این معاش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و مشکلات آن اشاره می‌کند. او از عشق به معشوقی می‌گوید که چهره‌ای زرد و چشمانی اشک‌بار دارد. شاعر می‌پرسد چرا عاشق بدون دلیل و علت رنج می‌کشد و هر شب بیمار است. او به عادت عاشق اشاره می‌کند که تا زمانی که در عشق رنج می‌کشد، آرامش نمی‌یابد. در نهایت، شاعر می‌گوید که عاشق با سرکشی و شورش در عشق بازی می‌کند، در حالی که این رفتار برای او مناسب نیست.