قطعه شمارهٔ ۱۰۹ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خورده بودم غصه بسیار و طبعم بسته بود
داد حبی مسلهم فرزند مردود حبش
تا به هر مجلس که بنشینم روانی میرویم
بر سر و بر سبلت و بر ریش مردود حبش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر از غم و ناراحتی زیاد صحبت میکند و احساس میکند که قلبش در اندوه بسته شده است. او به حضر حبی، که فرزند یک مرد ناپسند است، اشاره میکند و میگوید که هر جایی که بنشیند، فکرش به سمت او و مشکلاتی که به وجود آورده معطوف میشود.