قطعه شمارهٔ ۱۱ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
شنودم که میگفت بشوده به شیخ
که احوال حاجی است در اضطراب
چه من دوش خوابی عجب دیدهام
که سیلی در آمد ز کوه زراب
عمارات حاجی و پالانهاش
همی برد و میکرد یکسر خراب
یکی از خبیثان شهر این سخن
به جایی رسانید و دادش جواب
نمایند هر شب خران را بخواب
که پالان گران را ببردست آب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شخصی به شیخ میگوید که حاجی در وضعیت نگرانکنندهای است. او دیشب خواب عجیبی دیده که سیلی از کوه، خانهها و بار حاجی را خراب کرده است. یکی از افراد بدطینت شهر این حرفها را به جایی میرساند و پاسخی دریافت میکند که هر شب خرها در خواب میبینند که بارهای سنگین را آب میبرد.