نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شمارهٔ ۱۱۲ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قوی و بزرگ و سرافراز و سرخ رو ناگه

به آرزوی تو برخاستم ز مسکن خویش

چو در جناب تو آمد شدم دراز کشید

برفت آب و هوس کم شد و ندامت پیش

روا مدار کنون باز پس روم ز درت

به خود فرو شده گریان و سر فکنده به پیش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از احساسات شدید و آرزوهایش صحبت می‌کند. او ناگهان با انگیزه‌ای قوی و بزرگ از مکان خود برمی‌خیزد و به حضور محبوب می‌آید. وقتی به محبوب نزدیک می‌شود، احساس آرامش کرده و دراز کشیده و ندامت گذشته را فراموش می‌کند. او از محبوب می‌خواهد مانع بازگشتش نشود، زیرا در حال حاضر غمگین و ناراحت است.