قطعه شمارهٔ ۱۱۴ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای وزیری که ملک جاه تو راست
از سماوات و ارض افزون عرض
از زمانه شکایتی دارم
بر ضمیر تو کرد خواهی عرض
چون روا باشد ای خلاصه عمر
کی سزا باشد ای خلیفه ارض
که در ایام دولت تو کسی
که دعای تو باشد او را فرض
نخورد هیچ چیز الا غم
نکند هیچ کار الا قرض
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به وزیر شکایت میکند و از او میخواهد که به حال مردم توجه کند. او از زندگی سخت مردم در زمان حکومت وزیر صحبت میکند و میگوید که در دوره او، کسی جز غم و قرض نصیبش نشده است. شاعر از وزیر میخواهد که به مسئولیتهایش توجه کند تا مردم از سختیها رنج نبرند.