نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شمارهٔ ۱۱۵ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ماه گردون سلطنت ناگاه

شد نهان در حجاب میغ دریغ

زین تحسر بماند در دندان

لب و دست نگین و تیغ دریغ

تا ابد بر زوال شاه اویس

ملک و دین می‌زنند دریغ دریغ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از ناگهانی پنهان شدن ماه و سلطنت اویس حسرت می‌خورد و ابراز ناراحتی می‌کند. او به یاد زیبایی‌ها و قدرت‌های اویس می‌اندیشد و از زوال و فساد ملک و دین او ابراز تاسف می‌کند. احساس افسوس شاعر نشان‌دهنده ارزش و اهمیت نقش اویس در زندگی و تاریخ است.