قطعه شمارهٔ ۱۱۷ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دوش با من خرد از روی نصیحت میگفت
کای گرفته ز جهان طبع لطیف تو ملال
پیش ارباب زمان می نروی از چه سبب
بهر قوتی که گریزت نبود در همه حال
گفتمش زانکه درین دور قمر نیست کسی
که درو بوی مروت بود و حسن خصال
کوه کندن ز پی قوت به نوک مژه به
که شدن پیش لئیمان زمان بهر سوال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به گفتوگویی با خرد (عقل) اشاره میکند که به او نصیحت میکند. خرد از او میپرسد چرا به دنبال بهبود شرایط خود نیست و چرا به پیش ارباب زمان (سرنوشت یا فرصتها) نمیرود، در حالی که هیچ مانعی برای او وجود ندارد. شاعر در پاسخ میگوید که در این زمان کسی پیدا نمیشود که دارای جوانمردی و خوبیهای اخلاقی باشد. او به کوه کندن (سختی کشیدن) اشاره میکند و میگوید که برای رسیدن به خواستههایش، با وجود مشکلات، احساس خستگی و ناامیدی نمیکند.