قطعه شمارهٔ ۱۲۰ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
وجیه دین محمد امیر اسماعیل
که رزق خلق خدا را کف تو گشت کفیل
گشاده است ز دست تو دجله احسان
چنانچه چشمه زمزم ز پای اسماعیل
سواد باصره سائلان کند روشن
ز دور گرد سپاه سخایت از صد میل
بسان قطعه یاقوت قطعه منظوم
که بود بر گهر نجم ثاقبش تفضیل
به حضرت تو فرستادم و عطای جواب
نیافتم که به پیش من آن عطاست جزیل
بنات بکر سراپرده ضمیر رهی
اگر چه پیشت از آن بار بودهاند ذلیل
به ردرگه تو دگر باره آمدند مگر
کنند دیده به کحل قبول خواجه کحیل
تو را که در همه با بی سعادت است رفیق
به هر طرف که خرامی خدای باد دلیل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره وجیه دین محمد امیر اسماعیل است که به عنوان کسی که به خلق خدا کمک میکند و رزق آنها را تأمین میکند، توصیف شده است. او به نوعی منبع خیر و برکت مانند چشمه زمزم است و تواناییهای او در کمک به دیگران برجسته شده است. شاعر همچنین به ستودن او پرداخته و تأکید میکند که با وجود فضایل و نیکیهایش، احساس میکند از او عطای بزرگی نداشته است. در نهایت، شاعر به درگاه او با احترام و دعا مراجعه میکند و امید دارد که او به دیگران نیز کمک کند و راهنمایی باشد.