قطعه شمارهٔ ۱۲۵ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
صاحب قران مملکت ای آصفی که هست
صدر تو قبله عرب و کعبه عجم
بر رای روشنت همگی کار ملک راست
آن روز شد که پشت فلک را نبود خم
برگرد خوان همت سلطان رای توست
یک گرده قرص خاور و یک کاسه جام جم
گر دست بر قلم بنهد بی اجازتت
تیر فلک سپهر کند دست او قلم
سر تا به پا وجود تو چون عقل اول است
فضل و کفایت و هنر و همت و کرم
حکمت اگر به پشت فلک پا در آورد
خنگ فلک ز ضعف نهد بر زمین شکم
پایم قیاس کرد یمین تو را خرد
صد بار یمین تو یک نیمه بود کم
داعی که میزند قدم صدق صاحبا
در شارع محبتت از عالم قدم
گر چند روز شد که نیامد به حضرتت
او را نکن به زلت تقصیر متهم
سرما به غیت است که خورشید و صبح را
یخ بسته است چشمه و افسرده است دم
امروز آفتاب به برف ار فرود رود
مشکل بود بر آمدنش تا بهار هم
پیرو ضعیف دست و قدم چون رود به راه
جایی که یخ ز جای برد پیل را قدم
معذور دار گر به قلم عذر خواستم
ترسم که گر قدم بنهم بشکند قلم
چندان بقات باد که این نیلگون افق
گردون کشد در آخر روز از بقم رقم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمجید و ستایش از شخصیتی مهم و دارای قدرت میپردازد که نقشی کلیدی در حکومت و اداره مملکت دارد. شاعر از مقام و جایگاه او صحبت میکند و تأکید میکند که تمام امور مملکت بر اساس رای و تصمیمات او پیش میرود. در عین حال، شاعر به محدودیتها و چالشهایی که ممکن است پیش بیاید اشاره میکند، مانند عدم حضور برخی افراد در دربار و بهطور کل تلاش برای حفظ موقعیت و قدرت. همچنین علائم سنتی و طبیعی مانند فصلها و تغییرات آب و هوا به عنوان استعارههایی از وضعیت اجتماعی و سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است. در پایان، شاعر عذرخواهی میکند که ممکن است خطایی در نوشتار داشته باشد و نگران احتمال شکستن قلم خود است.