نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شمارهٔ ۱۲۷ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای کریمی که چون نسیم سحر

باغ خلق تو را هوا دارم

چون گل و بلبل از عنایت تو

کار با برگ و با نوا دارم

گر به درگه نیامدم دو سه روز

من درین باب عذرها دارم

درد پایی فتاد بر سر من

من سر درد پا کجا دارم

بود در خاطرم که گر روزی

نبود چارپا دو پا دارم

پای نیزم ز دست رفت و کنون

نه دو پای و نه چارپا دارم

اگرم پا نمی‌دهد یاری

که حق نعمتت ادا دارم

بر دعا دارم از برای تو دست

چه کنم دست بر دعا دارم

تو بمان از برای من به جهان

که من اندر جهان تو را دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و ارادت به خداوند است. شاعر خود را در مقام دعا و درخواست معافیت از کمبودها و مشکلات می‌بیند. او به کرامت و رحمت الهی اشاره می‌کند و از نعمت‌های خداوند سپاسگزاری می‌کند. شاعر با استفاده از تشبیهات گل و بلبل، زیبایی و لطافت رابطه‌اش با خدا را بیان می‌کند و از اینکه ممکن است به خاطر درد و رنجی ناشی از مشکلات نتواند به درگاه خداوند برود، عذرخواهی می‌کند. در نهایت، او از خدا می‌خواهد که باقی بماند و در زندگی‌اش حضور داشته باشد.