قطعه شمارهٔ ۱۳۵ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
زاهد بگ آفتاب سلاطین شرق و غرب
دارای تاج بخش و خدیو جهان ستان
ای در جبین صبح نمایت چو آفتاب
انوار سروری ز صباح صبی عیان
حلم تو در ثبات گر و بسته در زمین
عزم تو در شتاب سبق برده از زمان
آبی است رمح و تیغ تو کان آب خصم را
گاهی ز سینه میگذرد گاهی از میان
برتافته است پنجه بخت تو دست چرخ
فیالجمله خود چه پنجه زند پیر با جوان
با چرخ اگر به زور کند دست با کمر
بخت تو آورد به زمین پشت آسمان
شاها به مرکبی تو مرا وعده دادهای
خواهم تکاوری ز جناب خدایگان
چون همتت بلند و چو جودت فراخ رو
چون دولتت جوان و چو حکم تو بس روان
کام است اسب نیکرو علی رغم بدسگال
تو کام بخش بادی و من بنده کامران
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن ستایشی از مقام و ویژگیهای یک پادشاه است. شاعر به توصیف او به عنوان آفتاب سلاطین میپردازد و او را دارای قدرت و عظمت میداند. ویژگیهایی مانند حلم، ثبات، عزم و شجاعت را برای او بر میشمارد و به نحوه نبرد و پیروزی او اشاره میکند. شاعر از وصف بخت نیک و قدرت این پادشاه سخن میگوید و بر روابط خود به عنوان یک خدمتگزار تأکید میکند، در نهایت از شاها خواسته میشود که به او وعدههایی برای موفقیت و دستاوردهای بزرگ بدهد.