قطعه شمارهٔ ۱۵۱ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
بر بتان، حسن و جوانی مفروش
ای جوان گرچه به غایت خوبی
بی زرت کار میسر نشود
گر تو خود یوسف بن یعقوبی
حلقه بی زر چه زنی بر در دوست
آهن سرد چرا میکوبی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به جوانی و زیبایی اشاره میکند و میگوید که حتی اگر چه جوان به نهایت زیبایی باشد، بدون ارزش و معنای درونی مانند زرت (طلا) هیچ کاری از او برنمیآید. او از جوان میپرسد که اگر تو یوسف باشی (یک شخصیت زیبا و محبوب)، چرا بدون ارزش واقعی به در دوست (محبوب) میزنی؟ چرا با آهن سرد در جستجوی محبت میکوشی؟ سخن بر این اساس است که زیبایی ظاهری بدون ارزش درونی ناپایدار است.