قطعه شمارهٔ ۱۵۳ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
در ره بغداد کز هر جانبی
ناله افتاده باری آمدی
داشتم اسبی که از رفتار او
بر دلم هر دم غباری آمدی
اندکی زر نیز بود اما نبود
آن قدر کاندر شماری آمدی
زر نماند و مرد ریگ اسبم بماند
هم نماندی گربه کاری آمدی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در راه بغداد، از هر طرف نالهای به گوش میرسد و تو آمدهای. اسبی داشتم که رفتار او دل مرا غبارآلود میکرد. کمی طلا داشتم، اما نه به اندازهای که به شمار برود. در نهایت نه طلا مانده و نه اسب، و تو نیز بدون کاری برگشتی.