نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شمارهٔ ۱۶۲ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

سپهرا من از شادیت غارغم

مرا چون توانی که غمگین کنی

ندارم ز تو هیچ امید و بیم

اگر مهر وزری و گر کین کنی

نه میخم که بندم به پیشت کمر

بدان تا مرا کام شیرین کنی

نه نرگس که آرم به تو سر فرو

بدان تا مرا تاج زرین کنی

اگر خانه‌ام را چو ایران خویش

به خشت زر و نقره تزیین کنی

ز بدرم اگر چار بالش نهی

ز شکل هلالم اگر زین کنی

نخواهم به پیش تو گردن نهاد

اگر طوقم از عقد پروین کنی

نمی‌ارزدم این تنعم بدان

که در آخرم خشت بالین کنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر احساس ناکامی و دل‌سردی خود از عشق و شادمانی محبوبش را بیان می‌کند. او می‌گوید که هیچ امید و ترسی از محبوبش ندارد و جوری به او بی‌اعتنا است که حتی اگر بهترین هدایا و تزیینات را از او دریافت کند، باز هم حاضر نیست سر تسلیم به او فرود آورد. او بر این باور است که تمام تزیینات و نعمت‌ها برایش بی‌معنی است، چرا که در نهایت به سختی و غم ختم خواهد شد. شاعر به وضوح نشان می‌دهد که علیرغم زیبایی‌ها و خوشی‌ها، درد جدایی و غم عشق بر هر چیز دیگری مقدم است.