قطعه شمارهٔ ۲۰ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
زهی آصف کز صفاتی کز کفایت
تو را ملک سلیمان در نگین است
چو کلکت دانه مشکین فشاند
هزارش چون عطارد خوشه چین است
قضا با امر و نهیب همعنان است
قدر با صدر قدرت همنشین است
ز خاک درگهت صد پی کشیده
فلک نیل سعادت بر جبین است
ز شوق طاعتت صد ره نهاده
اسد داغ ارادت بر سرین است
وزیرا کاتب دیوان اعلی
چه گویم راستی مردی امین است
دور رسمک داشت در بغداد و واسط
رهی کز بندگان کمترین است
نجس کرد آن یکی را خواجه طاهر
که با خلق خدا دایم به کین است
یکی را خود یمین الدین بر آن است
که حاصل کرده از کد یمین است
یکی مطعون ارباب شمال است
یکی موقوف اصحاب یمین است
نمیدانم که در رسم من افتاد
خلل یا رسم این دیوان چنین است
من آن مستوفی نحس نجس را
اگر طاهرتر از ما معین است
سزایی میتوان داد لیکن
نظر بر خواجه روی زمین است
به استخلاص من پروانه فرمای
که چون شمعم زبانی آتشین است
سخن را بر دعایت ختم کردم
که آمین در دعا روحالامین است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف صفات و ویژگیهای کسی است که به مقام و قدرت بالایی دست یافته است، همچون ملک سلیمان در نگین خود. شاعر از قضا و قدر صحبت میکند و تأکید دارد که درگاه فرد مورد نظر، نشانهای از سعادت و شرافت است. او همچنین به وفاداری و صداقت مشاورانش اشاره میکند و از مشکلات و ناهماهنگیها در دیوان و بین بندگان سخن میگوید. در پایان، شاعر از خواست خود برای نجات و کمک میگوید و دعا میکند که خداوند خواستهاش را اجابت کند.