نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شمارهٔ ۴۳ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای خیام دولتت برکنده دور آسمان

چون خیامت بارگاه آسمان برکنده باد

جز که چشم حاسدان از باغ شاهی برنکند

سر و قدت را که چشم حاسدان برکنده باد

گر گشاید باز مرز نگوش و نرگس چشم و گوش

بی تو چشم و گوششان در بوستان بر کنده باد

بعد ازین سنگین دلی گر دل نهد بر تاج و تخت

چون زر و یاقوت و لعلش خان و مان بر کنده باد

عین آب ار وا شود بعد از تو بر صحرا و کوه

چشم‌های روشن آب روان برکنده باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر خیام، شاعر به تعالی و مقام والای خود اشاره می‌کند و آرزو دارد که بزرگ و قد بلند شود، فارغ از حسادت و کینه‌ورزی دیگران. او می‌گوید که اگر روزی چشمان حاسدان از زیبایی‌های زندگی و باغ‌های پادشاهی دور شود، دل‌های سنگین و بدخلق آنها نیز باید از تاج و تخت و ثروت جدا گردد. شاعر همچنین به زیبایی آب و روشنایی آن اشاره می‌کند و آرزو دارد که در غیبتش، چشمان زیبا و روشن آب‌های روان از وجود او بی‌نصیب بمانند. در کل، شعر به موضوعاتی چون حسادت، زیبایی و عظمت می‌پردازد.