قطعه شمارهٔ ۴۴ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
کنار حرص الا پر کجا توانی کرد
تو از طمع که سه حرف میان تهی افتاد
عزیز من در درویشی و قناعت زن
که خواری از طمع و عزت از قناعت زاد
اگر بلغزد پای توانگری سهل است
سعادت سر درویشی و قناعت باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مفهوم قناعت و دوری از طمع اشاره دارد. شاعر میگوید که اگر در کنار حرص و طمع بمانی، هیچ جایگاهی نخواهی داشت. او به دوستش توصیه میکند که با درویشی و قناعت زندگی کند، زیرا خواری و ذلت از طمع به وجود میآید و عزت و احترام از قناعت به دست میآید.