نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شمارهٔ ۵۲ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای شهنشاهی که این چرخ مقوس روز رزم

طایران فتح را از پر تیرت بال کرد

طینت پاک تو را از جوهر عقل آفرید

آن خداوندی که شخص آدم از صلصال کرد

گرد خیلت را ظفر در چشم دولت سرمه کرد

ظل چترت را فلک بر روی دولت خال کرد

دست تو ابواب آمال خلایق کرد باز

دامن خواهندگان از مال مالامال کرد

همتت راضی نشد ورنه ز گرد موکبت

خواست رضوان حوریان را یاره و خلخال کرد

تیزیی می‌کرد خنجر بهر خون دشمنت

آمد اندر سر بخونش بس که استعجال کرد

زر غلام حلقه در گوش غلامان تو شد

زان جهان نامش گهی دینار و گه مثقال کرد

فیض دستت دید دریا زیر لب با ابر گفت

گر نوالی می‌کنی باید بدین منوال کرد

هر که در مدح تو چون سوسن نشد رطب اللسان

لاله سان گردون زبانش را سیاه و لال کرد

پادشاها گرچه گستاخی است لیکن واجب است

عرض حال خود مرا پیشت علی الا جمال کرد

بر من از دین است باری بس قوی و من ضعیف

چون توانم احتمال این چنین اثقال کرد

طوبی بار آور طبع مرا طوبی له

تند باد صر صر غم خواهد استیصال کرد

بر ادا قرض سلمان وعده‌ها دادند لیک

دولت توفیق شاه آن وعده‌ها پامال کرد

بود مقصودش که در دست تو گردد ساخته

در ادا قرض من دوران ازان اهمال کرد

کعبه آمال چون درگاه گردون قدرت است

خواستم زین پیش عزم کعبه آمال کرد

مرغ جان ناتوانم بال پریدن نداشت

در هوای عزم درگاه تو پر از بال کرد

داشتم عزم سفر چون ماه بهر اجتماع

ناگه از یک ماهه ره خورشیدم استقبال کرد

التفاتی گر کند رای قدر فرمان تو

می‌تواند بنده را تدبیر جبر حال کرد

حاجت من بنده می‌داند که خواهم شد روا

چون دعاگو روی دل در قبله اقبال کرد

روز حشرت از حساب سال و ماه و عمر باد

کز پی عمرت فلک تدبیر ماه و سال کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش پادشاهی می‌پردازد که با قدرت و حکمت خود، موفقیت‌ها و پیروزی‌های فراوانی را برای کشور به ارمغان آورده است. شاعر توصیف می‌کند که خالق، پادشاه را با عقل و صلاحیت آفریده و فلک نیز زیر سایه او بر نعمت‌ها و موفقیت‌ها افزوده است. شاعر از دست پادشاه به عنوان منبع آمال و آرزوهای مردم یاد کرده و به فضل و بخشش او اشاره می‌کند که نیازهای مردم را برآورده می‌کند. با این حال، شاعر خود را ضعیف و در تقاضای کمک از پادشاه می‌بیند و ابراز می‌کند که در برابر عظمت او ممکن است احساس حقارت کند. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که اگر پادشاه توجهی به حال مردم داشته باشد، می‌تواند در زندگی آن‌ها تغییرات مثبت ایجاد کند. در نهایت، شاعر بر اهمیت دعا و امید به کمک‌های پادشاه تأکید می‌کند.