قطعه شمارهٔ ۸۱ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دین پناها کی روا باشد که خلق از مستزاد
ملک و اسباب و زن و فرزند را مرهون کنند
سخت میترسم ازین معنی که خاص و عام ملک
از تو برگردند و رو با حضرت بی چون کنند
از عوانان ممالک گردن یک تن بزن
تا خلایق خرمی از خون آن ملعون کنند
پادشاها از پی صد مصلحت یک خون بکن
پادشاهان از پی یک مصلحت صد خون کنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد رفتارهای ظالمانه و فساد در حکومتها میپردازد. شاعر اشاره میکند که اگر دین و مذهب بهانهای برای ظلم و ستم گردد، مردم هم از زندگی عادی خود صرفنظر کرده و به سمت خداوند خواهند رفت. او نگران است که اگر فریب ظلم ادامه یابد، مردم از حاکمان خود رو برگردانند و به سوی حقیقت بروند. شاعر به پادشاهان هشدار میدهد که برای حفظ قدرت خود، ممکن است به خونریزی و خودخواهی متوسل شوند، در حالی که در واقع هر یک نفر ممکن است به قیمت جان صد نفر تمام شود. این متن به انتقاد از بیعدالتی و خیانت در حق مردم میپردازد.