نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شمارهٔ ۸۹ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای جوانبختی که در ایام عدلت باد صبح

دختران غنچه را تعلیم مستوری دهد

گر صبای روضه خلقت وزد در بادیه

بعد از آن خار مغیلانش گل سوری دهد

در طبیعت گر نهد از لفظ عذبت خاصیت

نیش زهر افشان عقرب نوش زنبوری دهد

صاحبا یک سال و شش ماه است تا هر دم لبم

زحمت خاک جناب جاه دستوری دهد

قرب این حضرت چو روی کرد ایزد بنده را

خود مباد آن روز کز صدر درت دوری دهد

لیکنم چون شوق دیدار پدر هر ساعتی

بیم آن باشد که جان را جام مهجوری دهد

چشم آن دارم که دستور جهان من بنده را

بهر دیدار پدر یک ماه دستوری دهد

شمع بختت باد روشن تا جهان هر صبحدم

شب نشینان فلک را شمع کافوری دهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تحسین بخت و تقدیر جوانی می‌پردازد که در فضای عدالت و رویش گل‌ها قرار دارد. شاعر به زیبایی‌های طبیعت اشاره می‌کند و از نیکی‌های خداوند سخن می‌گوید. او همچنین از دل‌تنگی و شوق دیدار پدر سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که فرصتی برای دیدن او پیدا کند. در نهایت، شاعر برای جوانان آرزوی روشنایی و خوشبختی می‌کند تا از روشنی بخت بهره‌مند شوند.