نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شمارهٔ ۹۴ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شبی زبان فصاحت ز منهیان خرد

سوال کرد غرض آنکه مدتی است مدید

که بر خلاف طباع زمانه می‌بینم

که حصن ملک حصین است و سد عدل سدید

زوال ظلمت ظلم است از ستاره بدیع

کمال دولت فضل است از زمانه بعید

چه خامه‌ای است که کوتاه می‌کند هر دم

زبان تیغ که بودی دراز در تهدید

چه عادلی است که ز عدل او ممالک را

تنعمی است موفی سعادتی است سعید

چه صاحبی است که اصحاب دین و دولت را

ز تیغ خامه او حاصل است وعده وعید

جواب داد خرد کافتاب دولت و دین

که ماه رایت او خلق راست چون مه عید

هلال غره دولت جمال طلعت ملک

غیاث دین محمد محمدبن رشید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، سخنگو از زبان فصاحت درباره وضعیتی نگران‌کننده در جامعه صحبت می‌کند و می‌پرسد چرا بر خلاف طبیعت زمانه، ظلم و فساد ادامه دارد. او به تضاد قدرت و عدالت اشاره می‌کند و از کمبود عدالت در ممالک شکایت می‌کند. خرد، که نماد عقل و دانش است، پاسخ می‌دهد که دولت و دین به خوبی برقرارند و در حقیقت در ترویج عدالت و رونق جامعه شایستگی می‌ورزند. در نهایت، به اهمیت شخصیت‌های برجسته‌ای چون پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین اشاره می‌کند.