نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰ - قطعه سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / جمشید و خورشید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شاهی که در بسیط زمین حکم نافذش

جذر اصم ز صخره صمّا شنیده‌اند

صد نوبت از سیاهی گرد سپاه او

این اشهبان توسن گردون رمیده‌اند

تن جامه‌ایست خرقه جسم مخالفش

کان جامه را به قد حسامش بریده‌اند

آنجم ندیده‌اند در آفاق ثانیش

ور ز آنکه دیده‌اند، یکی را دو دیده‌اند

آن سایه عنایت یزدان که وحش و طیر

در سایه عنایت او آرمیده‌اند

در آفتاب گردش ازین سایه کی فتاد

تا سایبان سبز فلک گستریده‌اند

در کار زر به دور کفش خیره مانده‌ام

تا آن دو روی را به چه رو برکشیده‌اند

سرویست سر فراز به بستان سلطنت

کان سرو را ز عقل و روان آفریده‌اند

ماران رمح سینه اعدا ز دست او

سوراخ کرده‌اند و بدو در خزیده‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف شکوه و عظمت یک پادشاه می‌پردازد که همچون یک فرمانروای بزرگ در دنیا ظاهر شده است. شاعر از قدرت و نفوذ او در عرصه‌های مختلف، از جمله جنگ و سیاست، سخن می‌گوید و برتری او را بر دشمنانش به تصویر می‌کشد. پادشاه به گونه‌ای وصف می‌شود که همه موجودات در سایه رحمت و حمایت او زندگی می‌کنند. همچنین، تصویرهایی از زیبایی و شکوه طبیعی و نمادهای قدرت در این شعر وجود دارد، مثل سروهایی که به پادشاهی او اشاره دارند. در نهایت، شاعر از رمز و رازهای قدرت او و تاثیرش بر دیگران نیز اشاره می‌کند.