بخش ۳ - قطعه سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / جمشید و خورشید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای در هوای معرفت قدرتت چو باز
سیمرغ چشم باز و خرد چشم دوخته
در شهپر جلال تو ارباب بال را
پرهای فکر ریخته و بال سوخته
گردون به طوق شوق تو گردن فراخته
آتش به داغ طوع تو خود را فروخته
لطفت به یکدم و هم قهرت به یک نفس
باغ بهشت و آتش دوزخ فروخته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف قدرت و معرفت الهی میپردازد و به تصویر کشیدن زیبایی و عظمت خداوند اشاره دارد. شاعر قدرت خداوند را با تشبیه به پرواز سیمرغ و درخشندگی او بیان میکند. او به عشق و شوقی که گردون (آسمان) به پروردگار دارد، اشاره میکند و از تأثیر لطافت و قهر خداوند در خلقت سخن میگوید. بهطوریکه بهشت و آتش دوزخ نیز تحت فرمان او است. در نهایت، شاعر قدرت و عظمت خداوند را به صورت یکجا و در تضاد با عشق و قهر او نمایش میدهد.