بخش ۷ - غزل سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / جمشید و خورشید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای ممکن دست قدرت بر بساط لامکان
منتهای سدره اول پایهات از نردبان
کرده همچون آستین غنچه و جیب چمن
مجمر خلقت معطر دامن آخر زمان
تکیهگاهت قبه عرشست و مرقد زیر خاک
بر مثال آفتابست این و روشنتر از آن
آفتاب اندر چهارم چرخ میتابد ولی
خلق میبینند کاندر خاک میگردد نهان
گاه بر بالای گردونی و گه در زیر چرخ
آفتاب عالم افروزی و ابرت سایهبان
شمع جمع انبیا چشم و چراغ امتی
ز آن زبانت مظهر آیات نورست و دخان
خاک مسکین از لباس سایهات محروم ماند
خاک باری چیست تا تو سایه اندازی بر آن؟
جای نعلین نبی بر طور در صف نعال
بود چون کار نبوت بد بدست دیگران
باز شد تاج سر عرش و چنین باشد چنین
لاجرم وقتی که پای خواجه باشد در میان
کعبه صورت اگر برخیزد از ناف زمین
بعد از این گردد زمین بر پای همچون آسمان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف مقام و جایگاه عالی پیامبران و بهویژه پیامبر اسلام پرداخته است. شاعر با بیان قدرت و عظمت الهی، تأکید میکند که در عالم هستی، جایگاه پیامبر بالاتر از همه چیز است و او از آسمان و زمین فراتر است. همچنین به جایگاه نورانی و راهنمایی پیامبران اشاره میکند و بیان میکند که وجود پیامبر، حتی بر خاک نیز سایه نمیاندازد و عظمت او فراتر از آن است که بتوان آن را با چیزهای مادی مقایسه کرد. شعر در نهایت به روحانیت و نور آفرینی پیامبران اشاره کرده و به عظمت جایگاه آنها در عالم هستی و اهمیت پیامبری اشاره دارد.