نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ صامت بروجردی

صامت بروجردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کنون کافتاد دور حسین با این زلف و چوگان‌ها

سر ما و به راه عشق بودن گوی میدان‌ها

درین درگه محرم مزن بهر گشایش دم

که اینجا بس شهان را سر شکست از چوب دربان‌ها

از این دریای پهناور به زودی رخت بیرون بر

که عمری بایدت سر کوفت بر سنگ بیابان‌ها

مرو در طور ای موسی بیا در کوی مشتاقان

بسی انوار طالع بین از این چاک گریبان‌ها

گذشت آن عهد نوح و قصه دریا و طوفانش

که او یک بار طوفان دید ما هر لحظه طوفان‌ها

نسیم صبحگاهی کن گذر ز آنجا که می‌دانی

بگو ای دوستان آخر چه شد آن عهد و پیمان‌ها

شما ساکن به گلشن‌ها و ما سرگرم گلخن‌ها

ز (صامت) هم به یاد آرید در طرف گلستان‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به حضور حسین و زیبایی‌های او اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق و علاقه به او باید در میدان عشق نمایان شود. او به افرادی که در اینجا حضور دارند هشدار می‌دهد که نباید در این مکان پرخطر و با شهان سرشکسته، به دنبال گشایش درها باشند. شاعر از سختی‌های زندگی و بی‌ثباتی‌های عاطفی صحبت می‌کند و به یادآوری زمان‌های گذشته و عهدهایی که فراموش شده‌اند می‌پردازد. او دعوتمند است که دوستان به یاد عهد و پیمان‌های خود بیفتند و در کنار یکدیگر در جستجوی عشق و یاد حسین باشند. در نهایت، شاعر تفاوت‌های زندگی ساکنان باغ‌ها و کسانی که در دشواری‌ها به سر می‌برند، را به تصویر می‌کشد.