نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ صامت بروجردی

صامت بروجردی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از تیر خطا کردن تو دل گله‌مند است

ای سخت کمان قیمت یک تیر تو چند است

هر چند بود بخت من غمزده کوتاه

الحمد که اقبال تو امروز بلند است

اهل خردم پند دهند از چه نگویند

با خوبش که دیوانه کجا قابل پند است

از محنت بیداری شبها خبرش نیست

آن را که سحر تکیه به دیبا و پرند است

(صامت) قدح زهر غم و درد جدایی

مردانه به سرکش بره دوست که قنداست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و دردهای ناشی از جدایی صحبت می‌کند. او به تیر خطا و اثر آن بر دل گله‌مند اشاره می‌کند و به قیمت یک تیر از عشق می‌پردازد. هرچند بخت او غمزده است، اما امروز احساس بهتری دارد. به نظر می‌رسد که عاقل‌ها او را نصیحت می‌کنند، اما او در عشقش به خوبی، توضیحاتی نمی‌پذیرد. همچنین، شاعر به شب‌های بیداری و غم می‌پردازد و در نهایت با اشاره به درد جدایی، مردانه به عشقش ادامه می‌دهد.