شمارهٔ ۲۰ صامت بروجردی
صامت بروجردی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گرچه هر تیر جفا کز تو رسد مطلوبست
خود بگو عاشق بیچاره مگر ایوبست
ترک اولی نبود شیوه حسن است ولی
آنکه در خاطر یوسف نبود یعقوبست
یا رب این شاخ محبت که خزانش مرساد
گرچه بارم ندهد سایه او هم خوبست
نی همین مسجد و محراب پرافسانه ز اوست
بهر هفتاد و دو ملت رخ او آشوبست
به حجاب از من مسکین شده و بار همه
چیست این فتنه اگر ماه رخت محجوبست
(صامت) و عشق تو و زاهد و سجاده زهد
اندرین دایره هر کس به کسی منسوبست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تفسیر عشق و محبت میپردازد و اشاره میکند که حتی درد و رنجی که از معشوق میرسد، برای عاشق مطلوب و خوشایند است. او عاشق را به ایوب تشبیه میکند که صبر کرده است. همچنین، شاعر میگوید که ترک اولی در زیبایی طبیعی است، اما یعقوب اگر به یاد یوسف نباشد، ناقص است. او از خداوند میخواهد درباره عشق و محبتش که موجب رنجش شده، یاری کند. شاعر همچنین به ارتباطات و تفرقه میان مذاهب اشاره میکند و میگوید که زیبایی و جذابیت معشوق برای همه وجود دارد، حتی اگر او در حجاب باشد. در نهایت به این نکته میرسد که هر فردی در این دنیا به کسی وابسته است و در دایره عشق هر کس تعهدی دارد.