شمارهٔ ۲۸ صامت بروجردی
صامت بروجردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
مرد عاشقپیشه از کفران نعمت ننگ دارد
هرچه معشوق از تغافل کار بر وی تنگ دارد
توشه راه محبت نیست جز بار توکل
رهرو این ره چه غم از دوری فرسنگ دارد
نیک بستانیست اما بوی عشق از وی نیاید
کیست تا پای طلب از حب دنیا لنگ دارد
ای که داری چشم یکرنگی از این اوضاع گیتی
بر کف از خون بسی امیدواران رنگ دارد
پر کن از صهبای وحدت هر سحر جام صبوحی
میمترس از محبت کو بر کف خود سنگ دارد
نفس سرکش را عنانگیری نما وقت ضرورت
کایمن از جان نیست هر پردل که بر سر جنگ دارد
گر دل (صامت) نگردد صاف با دنیا چه باشد
صحفه آیینه دایم احتراز از زنگ دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و صبوری در مسیر محبت است. شاعر بر این باور است که فرد عاشق باید از نازش و بیتوجهی معشوق نرنجیده و به توکل بر خداوند ادامه دهد. او تأکید میکند که عشق حقیقی نیاز به تلاش و پرهیز از دنیا دارد و هیچ چیز نباید مانع از جستجوی عشق شود. شاعر همچنین به اهمیت نگاه یکرنگ و استقامت در عشق اشاره دارد و از دل صامت بهعنوان نشانهای از پاکی قلب مقابل دنیا یاد میکند. در نهایت، او از طریق ذکر عشق و اتحاد، فرد را به رهایی از دنیا و کینهها دعوت میکند.